خدا بیامرزد شهید آقا سید مرتضی آوینی را که میگفت : ای وصی امام عشق خودتان خوب میدانید كه چقدر شما را دوست میداریم و آنان که معنای ولایت را نمی فهمند سخت در کار ما مانده اند .حال نیست که ببیند ؛ حرفهایش را ما می گوییم :ای وصی امام عشق چقدر دلمان میخواهد شما رو ببینیم و عنایت ازلی را در نگاه شما باز یابیم .شفقت صبح و شکستن انزوای شب را در لبخند شما ببینیم .ما امام خمینی (ره) را ندیدیم راستش را بخواهید تاریخ را هم خوب بلد نیستیم .از اسلام 1400 ساله هم جزدر منابر چیز زیادی نمی دانیم .نه استاد هستیم و نه فعال اقتصادی .از مسئولین کشوری و لشکری هم که نیستیم .مافقط افسران بی نام و نشان جنگ نرم هستیم درجه مان را از شما مولایمان گرفتیم ! همانهایی که اسلام ناب را از کلام شما فهمیده اند و منتظرآنند تا روز موعود فرارسد آنهم نه با نشستن بلکه راهی شدن و دل به دریا زدن و سر سپردن به راهی که جگر میخواهد .با هر کلیک تیر به قلب دشمن میزنند یک تنه در مقابل ارتش شبه گولانی ایستادند تا پای جان تا به قیمت خون .همانهایی که در حمایت از راه خمینی ازتمامی صحابه پیشی گرفته اند و کسانی که سد راه این انقلاب بودند را کنار زدند .جمعیت قلیل من عبادی الشکوری که دربرابر تیرهای بی امان فتنه ایستادند و ثابت کردند که اینجا کوفه نیست . امامم سید علی ! چشم انتظاری تا به کی ؟ حتی شهدا هم با ما دست بر دعا برداشتند و منتظر هستند .می شود پنجمین دیدار در حریم آن حسینیه بهشتی که ستونهایش عمود خیمه علمدار صبر و بصیرت است ؛ ما باشیم ؟بچه های جنگ نرمی که شخصا از فرمانده شان دستور می گیرند و هر لحظه و هرزمان گوش به فرمان امامشان هستند .حضرت آقا امام سید علی ما نه مثل آنانیم که در مقابل شما نطقی درآورده و از وضعیت موجود شکایت کنیم و بر طبل ضعفها آنقدر بکوبیم که هیچ نقطه قوتی را نبینیم و با ان قلتهایمان در چاه سنگ بیاندازیم و نه همچون اینانی که به کارهایی نکرده شان سرسلامتی بدهندو آمار فسیلی ارائه ! ؛ما حتی دلتنگیهای این چند ساله را با بغض فرو میخوریم و نمی گذاریم و نخواهیم گذاشت خاطرعزیزتان لحظه ای آزرده شود . فقط همچون رزمنده ای در دفاع مقدس دل عطشانمان میخواهد یکبار مولایمان را ببینیم با تمامی امید و توکل اطمینان بدهیم که دراین جبهه با رمز لبیک یا سید علی به حول و قوه الهی دشمنان اسلام را منکوب می کنیم.حضرت آقا امام سید علی تنها فکر و ذکر دل به احیاء نشسته مان شوق دیدار شما بود. شاید خرده بگیرند اما باکی نیست ؛چرا که دیدن نائب امام عصر اروحناه له فداه خیر کثیر است و چه بسا این خیر کثیری که آن دیگران تنها به مصلاح خویش فکرکردها ؛مذبذبیهای حزب باد و بی نظم گرایان فکری و اخلاقی ؛ به درکش پی نبردند.

منتظرنوشت:
اگر دراین ماه مهمانی خدا ؛ مهمان بیت ملکوتی نشدیم آن را به حساب دل ناقص الایمانمان می گذاریم و صبر پیشه می سازیم ."تا یار که را خواهد و میلش به که باشد".
تا اطلاع ثانوی این پست ثابت است .
یا زهرا (س) ./
شعارش برای وقتی است که انگلیس و امریکا از یک طرف برای نفت جنوب و کمونیستها از طرفی دیگر برای شمال ایران نقشه کشیده بودند . شركتهاي نفتي خارجی با بستن قراردادهای خائنانه با دولت ،ثروت هنگفتي را به جیب میزدند اما دراین میان نه تنها سودی عاید ایران نمی شد بلکه به سگ هم تشبیه می شد.مگر میشد کشوری با اینهمه ذخایر نفتی عظیم، خودش بهره ای از نفت نبرد .همان موقع بود که مردم دست به راهپیمایی زدند .آن وقتها تمامی تظاهراتها از مساجد شروع میشد؛کانون تمام مبارزات مساجد بود.ایام محرم بود.شیخی در محله مان بود که طبق معمول هرسال ، آخوندی را دعوت میکردو یک ماه در خانه اش، مهمان تا برای ایام محرم روضه خوانی و سخنرانی کند !یادم نمیرود در همان بحبوبه که اوضاع درگیری مجلس برای خریدو فروش نفت بالا گرفت تا اینکه بالاخره تصویب شد که باجی به کشورهای استعمارگر برای مالکیت نفت داده نشود ؛ به همه شهرها اعلام شد که برای این کار مجلس ، دست به تظاهرات بزنیم . من و خواهرم هم تا این خبر را شنیدیم به مسجد محله رفتیم.هنوز در چند قدمی مسجد بودیم که خواهرم بلند گفت :ما شیر نفت رو بستیم ، امریکا رو شکستیم. آنقدر محکم و رسا این شعار را داد که تمام همه آنهایی که در مسجد جمع شده بودند صدایش را شنیدند .وقتی به مسجد رسیدیم دوتایی بین اینهمه جمعیت شعار می دادیم ما شیر نفت رو بستیم ،امریکا رو شکستیم .مردم هم تا با این صحنه مواجه شدند ،همین شعار را تکرار کردند. چند دقیقه ای نگذشته بود ، شیخ که خانه اش کنار مسجد بود با حالتی عصبانی وارد حیاط مسجد شد. وقتی دید ما چه جوی بپا کردیم با تشرگفت : ماه عزا است این چه شعارهای کفر آمیزی است که میدهید بجای شعار حسین حسین بگویید. گفتم : شیخ ،ما جلوی امریکا ایستادیم هما ن امریکایی که امام حسین (ع) را شهید کرد .شیخ گفت : شمر امام حسین(ع) را شهید کرد نه امریکا. خواهرم جواب داد : امریکا هم مثل یزید کارش بی حرمتی و غارت است و با یزید و شمر هم فرقی ندارد.

یا زهرا (س) ./

قرار نیست جمعه باشد از تو بنویسم یا سه شنبه ،دل است دیگر کاریش نمی شود کرد بهانه می گیرد نه اینکه خودم بخواهم تو میخوانی مرا هر لحظه حواست به من هست و من بجای محو ، رد نگاهت می شوم .باید بدانم علتش را اما نمیخواهم چرا که شرمندگی نمی گذارد و من مغرور از این احساس دور میزنم خودم را آنقدر که غرق همهمه ها شوم .بگذار از ته مانده وجدانم برایت خرج کنم ،از منی که هر روز دلم تا آن کودک چند روزه که به جرم شیعه بودن کشته می شود، می بینی و نمی آیی؟ اگر قرار است برگردیم به دوران هزار و چهار صد و ...که نخواستند آلی از پیغمبر (ص) باقی بماند ودست به یک هلوکاست عظیم زدند و از کُشته شیعه ، پُشته ساختند از وجب به وجب سرزمین من بگیر که پر از بقاع امام زاده هاست تا مناطق شیعه نشین اعراب و اذربایجان کسی نخواهد ماند.دیگر کار از تقیه هم گذشته است از پیشانی ها میخوانند تربت حسین (ع) را و با گلوله های سربی فرق می شکافند. آن روز محسن (س) را شش ماهه به قتل رساندند، علی اصغر (س) را هم شش ماهه سر را از بدنش جدا کردند ،کودکان را در حد مرگ زدند که جان دادند ؛ حال همان رویه به تصویر کشیده می شود.خط و نشان کشیدنهای سیاسی را کنار گذاشته و عملا دست به کشتار می زنند و می گویند شیعه باید کُشته شود حال بخواهد شیعه عراق باشد یا بحرین !پاکستانی یا امریکای لاتین چه فرقی می کند شیعه ، شیعه است جنسش با بقیه فرق می کند چرا که اسم اعظم خدا "علی" را به زبان می آورد.این سگان هر کسی که بوی حسین (ع) به خود دارد را می کُشند.صورت مسئله این دنیا شیعه است وچون جوابی برایش ندارندو میدانند که "حکومت عدالت گستر علی" قرار است دوباره با دستان تو پا بگیرد از انواع سیاستهای اموی و ابوسفیانی برای مرگ تدریجی تا بهمبهای خوشه ای و گازهای سمی به پاکش کردنش روی آوردند.اینجا جز دستان زخمی علمدار کسی نیست بخواهد بایستد و خودش را سپر مشک اسلام و انقلاب نه در ایران بلکه جهان کند تا مولایش انکسر ظهری را به آسمان نبرد.اینجا گرگها همه درکمین نشسته اند و حرمله با قلمهای سه شعبه چشمان علمدار را نه یک بار بلکه به اندازه سی و چند سال نشانه گرفته و حال این جان ناقص و اندک آبرویی که تقدیم تو خواهد شد ؛چرا که دیگر بجای سنگ ، سگها را رها کرده اند.
ضجه نوشت:
می بینی و می گویم دارد دیر می شود آقا ...

یا زهرا (س) ./
جای
بسی تاسف ازهمه آن دسته از محقرالعقولهایی که فکر می کنند خواندن زیارت
مقدس عاشورا سبب از بین رفتن وحدت بین شیعه و سنی می شود .باید گفت آقایان
یا شما واقعا متوجه نیستید (نفهمیدید) یا اینکه متوجه هستید (فهمیدید) و
خودتا را (نفهم) جا زدید. درخت اسلامی که با خون امام حسین (ع) آبیاری شده که تا به
امروز شاهد به ثمر رسیدن میوه هایش در مناطق خاورمیانه بنام بیداری اسلامی
هستیم و حتی ریشه های این درخت به قلب اروپا و امریکا هم در حال دوانده
شدن است که شاهد قیام مردم علیه ظلم و استبداد و بی عدالتی با هر دین، مذهب
، رنگ و نژاد همه باهم در کنار هم هستیم ؛ با دلیلی که دلیل نیست
روبرو می شویم که نه می شود خندید نه می شود متاثر شد . یا شما مولفه های
وحدت شیعه وسنی را نمی دانید که بروید وبگردید (نه دور خودتان) به امام و
ولی زمانتان (اگر مطیع امر باشید) و توصیه اکید آن را چند هزار باره مشق شبتان اگر بگذارند سفرهای رنگی و شکم های ورآمده و صورتهای بزک کرده ! کنید، یا اینکه با این فتواها پاچه عوام و خواص الناس را با بستن پیچ ها نگیرید.اگر قرار براین باشد لعن هایی که در زیارت عاشورا آمده باعث عدم وحدت می شود باید گفت : " الهم العن اول ظالم ظلم محمدو ال محمد (ص)؛را برادران اهل سنت بهتر از ما واقف بر ماجرای ظلم های وارده به نبی معظم اسلام (ص) هستند.اگر از شایعت ها و بایعتهایی که در زیارت آمده که شیعه با انی سلم لمن سالکم ها نیرو میگیرد و با حرب لمن حاربکم ها به جنگ دنیا طلبی و رفاه زدگی میرود، می ترسیداللّهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد(ص) در سراسر جهان طنین انداز شود ؛که این حسابش جداست . ما از امام خمینی بزرگ پرچم دار انقلاب اسلامی یاد گرفتیم در ماه محرم علی الخصوص در دهه عاشورا ، هر روز، زیارت عاشورا با صد مرتبه سلام و صد مرتبه لعن بخوانیم.چرا که فلسفه زیارت عاشورا یکی "تولی" یعنی دوست داشتن اهل بیت (ع)و باز هم یعنی دوست داشتن انسانهایی که طرفدار حق هستند و شایسته اقامه عدالت و دیگری "تبری" یعنی بیزاری از دشمنان خدا و خاندان اهل کساء و بازهم یعنی بیزار بودن از ادم های فاسد و ظالم و متجاوز به حقوق دیگران است. با صراحت بگوییم !آقایان شما از زیارت عاشورا می ترسید چرا تنها توصیه زیارت عاشورا به اتحاد و یکپارچگی همه مسلمین در برابر دشمنان اسلام است و انقلاب اسلامی به برکت همین زیارت عاشورا توانسته با اتحاد و یکپارچگی تا کنون سرافراز و پابرجا بماند. بدانید ما به تبعیت از ولی امر زمانمان امام خامنه ای که فرمودند:"ما بايد نفس اين احساس رابطه را در همه ى شيعيان اهلبيت
(ع) در سراسر عالم زنده نگهداريم؛ يعنى بايد احساس كنند كه اين رابطه ايجاد
شد. همه ى احزاب اينطورند. اين، حزب نيست؛ اما هر مركزى كه بخواهد با يك
مجموعه ى وسيع سروكار داشته باشد، اهم كارهايش اين است كه احساس ارتباط را
زنده نگهدارد. يعنى شيعه ى هند، شيعه ى پاكستان، شيعه ى آفريقا، شيعه ى
امريكاى لاتين، شيعه ى اروپا و شيعهى منطقه ى خاورميانه، احساس كنند.دنیای استکبار در کنار سیاست اسلام هراسی، سیاست شیعه هراسی را نیز به صورت
ویژه دنبال می کند که باید در مقابل این تلاشها کاملا هوشیار بود.
يكى از توطئه هايى كه امروز وجود دارد، جدا كردن شيعه از اهلبيت(ع) است. اصلاً مى خواهند بگويند شيعيان به اهلبيت (ع) كارى ندارند؛ اينها خودشان را به اهلبيت (ع)چسبانده اند."* نخواهیم گذاشت با این شیوه ها به حذف تدریجی آموزه های ناب و به حق شیعی بپردازید.
فرازهایی از زیارت مقدس عاشورا به نیابت از تمامی شیعیان مظلوم جهان مخصوصا شیعیان مظلوم بحرین:
بسم الله الرحمن الرحیم
اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا
اَبا عَبْدِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَابْنَ رَسُولِ اللَّهِ
اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَابْنَ اَمیرِالْمُؤْمِنینَ وَابْنَ سَیِّدِ
الْوَصِیّینَ اَلسَّلامُ
عَلَیْكَ یَابْنَ فاطِمَةَ سَیِّدَةِ نِساءِ الْعالَمینَ اَلسَّلامُ
عَلَیْكَ یا ثارَ اللَّهِ وَابْنَ ثارِهِ وَالْوِتْرَ الْمَوْتُورَ
اَلسَّلامُ عَلَیْكَ وَ
عَلَى الْاَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائِكَ عَلَیْكُمْ مِنّى جَمیعاً
سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ
وَالنَّهارُ یا اَبا
عَبْدِ اللَّهِ لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِیَّةُ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ
الْمُصیبَةُ بِكَ عَلَیْنا وَعَلى جَمیعِ اَهْلِ الْاِسْلامِ وَ
جَلَّتْ وَ عَظُمَتْ مُصیبَتُكَ فِى السَّمواتِ عَلى جَمیعِ اَهْلِ السَّمواتِ فَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً اَسَّسَتْ اَساسَ الظُّلْمِ
وَالْجَوْرِ عَلَیْكُمْ اَهْلَ الْبَیْتِ ولَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَقامِكُمْ وَ اَزالَتْكُمْ عَنْ مَراتِبِكُمُ الَّتى رَتَّبَكُمُ اللَّهُ فیها.
یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ
اِنّى اَتَقَرَّبُ اِلَى اللَّهِ وَ اِلى رَسُولِهِ وَ اِلى اَمیرِ
الْمُؤْمِنینَ وَ اِلى فاطِمَةَ وَ اِلَى الْحَسَنِ وَ اِلَیْكَ
بِمُوالاتِكَ وَ
بِاْلبَرائَةِ مِمَّنْ اَسَّسَ اَساسَ ذلِكَ وَ بَنى عَلَیْهِ بُنْیانَهُ
وَ جَرى فى ظُلْمِهِ وَ جَوْرِهِ عَلَیْكُمْ وَ عَلى
اَشْیاعِكُمْ بَرِئْتُ
اِلَى اللَّهِ وَ اِلَیْكُمْ مِنْهُمْ وَ اَتَقَرَّبُ اِلَى اللَّهِ ثُمَّ
اِلَیْكُمْ بِمُوالاتِكُمْ وَ مُوالاةِ وَلِیِّكُمْ وَ بِالْبَرائَةِ مِنْ
اَعْدائِكُمْ
وَالنَّاصِبینَ لَكُمُ الْحَرْبَ وَ بِالْبَرائَةِ مِنْ اَشْیاعِهِمْ وَ
اَتْباعِهِمْ اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ
حارَبَكُمْ وَ وَلِىٌّ
لِمَنْ والاكُمْ وَ عَدُوٌّ لِمَنْ عاداكُمْ فَاَسْئَلُ اللَّهَ الَّذى
اَكْرَمَنى بِمَعْرِفَتِكُمْ وَ مَعْرِفَةِ اَوْلِیائِكُمْ وَ
رَزَقَنِى الْبَرائَةَ مِنْ اَعْدائِكُمْ اَنْ یَجْعَلَنى مَعَكُمْ فِى الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ.
اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ وَ عَلَى الْاَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائكَ عَلَیْكَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ
بَقِىَ اللَّیْلُ
وَالنَّهارُ وَ لا جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِكُمْ
اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ
الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَولادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
اَللَّهُمَّ خُصَّ اَنْتَ
اَوَّلَ ظالِمٍ بِاللَّعْنِ مِنّى وَابْدَأْ بِهِ اَوَّلاً ثُمَّ
الثَّانِىَ وَالثَّالِثَ والرَّابِعَ اَللَّهُمِّ الْعَنْ یَزیدَ خامِساً
وَالْعَنْ عُبَیْدَ اللَّهِ
بْنَ زِیادٍ وَابْنَ مَرْجانَةَ وَ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ شِمْراً وَ آلَ
اَبى سُفْیانَ وَ آلَ زِیادٍ وَ آلَ مَرْوانَ اِلى
یَوْمِ الْقِیمَةِ.
ا.ط.ا:
*امام خامنه ای1390/06/23
یا زهرا (س)./
آجرک الله یا بقیة الله فی مصیبت جدک امام حسین علیه السلام
حواست هست هنگامی که زنجیر بر دوش و دست بر سینه می کوبی ،گرگ ها کف می زدند تا یزید وار انقلابت را تشنه تشنه شهید کنند چرا که دستان علی را در غدیردیدند.همان دستانی که پیامبر (ص) هنگام رحلتش بالا برد و او را امام نامید .پیامبر(ص) بخوبی میدانست همه ی سران قبایل و بزرگان و اشراف قریش که به زیر چتر اسلام آمده اند و رسوخ ایمان در اعماق مغز و دل این امت و بارور شدن وجدانهای دینی در نفوسی که تا جاهلیت چند سال بیشتر فاصله ندارد ،به زمان طولانی نیازمند است.از طرفی کینه توزی ها، جهل عمومی توده های قبایل، اشرافیت، خصومت ها و پلیدی های جاهلیت که در پوشش ایمانی خود را نشان داده بود و تنها کسی که میتوانست سرپرست امتی باشد که تنها چند سال از طاغوت فاصله گرفت ؛علی مرد سیاست ،امامی با روح چند بعدی تنها کسی که می توانست تمام مسلمانان جهان را به دور خودش جمع کند.اما بازهم ماجرا به این جا ختم نشد و پیامبراحساس خطر می کرد که آن نفاق داخلی بود.ابوسفیان ها و معاویه ها که دشمنیشان آشکار و برای مقابله با آنها هراسی نبود؛اما جناح قدرتمند سیاسی که در برابر علی قد علم می کند سعد بن ابی وقاصها ، طلحه و زبیرها و عبدالرحمن بن عوفها است که دل پیامبر(ص)را پریشان خاطر میساخت چرا که ماهیتشان را می شناخت و قبل از انکه کاراز کار بگذرد منتظری را از قائم مقامی عزل کرد و ریاست مجلس را به بهشتی واگذار و اصل پنجم را وارد جریان کرد.اینجا بود سقیفه روی کار آمد اگر بگوییم سقیفه یعنی بازنگهداشتن علی از خلافت ,درست نیست؛ چرا که حکومت در نظرش از کفش کهنه بی ارزش تر است و برای رسیدن به حکومت، نه علاقه نشان می دهد و نه به هیچ وسیله غیر اخلاقی متوسل می شود .سقیفه یک جریان فکری است ، یعنی فکرعلی پا نگیرد؛ فکرعلی هم بازسازی معالم دین خدا بود .جناح قدرتمند سیاسی که از اول به ثمر نشاندن انقلاب همراه و یار امام بودند و سابقه طولانیشان در انقلاب زبانزد مردم بود اما خلق و خوی اسلامی نداشتند. به زبان ایمان آورده در حالی که هنوز شرک و نفاق در دلشان لانه کرده بود؛ در برابر علی ایستادند و میخواستند اسلام را به طاغوت برگردانند ؛دوران اشرافیت و تبعیض و فقر توده های عظیم مردمی در یک کلام برای قدرت طلبی و بدست آوردن دنیا شمشیر را از رو کشیدند و در برابر کسی که اهل باج دادن به شیاطین نبود صف کشیدند،لشگر به لشگر تا مردم را فريب بدهند با قرآن روي تبليغات بي بي سي گذاشتن وهزاران تكه ماهواره هاي خارج شده ازسي اِن اِن قلاب! از مال مضايقه نكردند. هدايا و تحفه هاي زيادي براي سران لشكري و كشوري ومراجع ديني فرستادند وبراي اينكه عواطف مردم را به سمت خويش سوق دهند ،پارچه سبز به سر كردند و خود را آل ا... ناميدند.با اين توهم كه اينجا كوفه و لباس مبدل آنها را فاتح شهر مي كند!جعل احاديث سياسي با مارك عمر! چهار ستون بيوت عظام!!!را آنچنان لرزاند كه به بهانه انتقام خون سي ساله انقلاب مدعي خلافت شدند .همان هايي که تا زمان پیامبر فرصت و یا موقعیت ابراز وجود نداشتند و پس از رحلت پیامبر این فرصت را یافتند تا خود را نشان دهند؛ چراکه عمروعاصهاي هواخوه دنيا به امارتها و وزارت خانه هاو بانكها اكتفا نمي كردند.ابن زبيرها برروي تخت اتاق فكر لندن !و سران اميه ،با اشاره عایشه! به ملك (تركستان، طبرستان، لرستان، كردستان وفارس )عمرسعد با خطابه ها وابن مرجانه با نامه ها به فراهم آوردن اقدامات ولايتعهدي اسرائيل نابكاردست بكار شدند بهمراه شيخ ساده لوح كه ابوموسي اشعري چندهزار سال است نتوانسته به او بفهماند نرود راه رفته اش را كه مقصد گور سياه است.حسین علیه السلام برای اینکه سقیفه پا نگیرد به مسلخ رفت ؛وعلی این را دانست چرا که گفت "اگر دشمنان عرصه را برای ما تنگ کنند حادثه عاشورا تکرار می شود".ظهرعاشورا يزيد مست لايعقل با سگانش همانهايي كه كينه بدروفتح المبين ،احد و والفجر هشت را در دل داشتند با دهان هاي با حقد و غضب گشوده شده و دندان هاي با غيظ فشرده شده عليه اسلام و امام و انقلاب وارد ميدان شدند! آن طرف اجتماع بنی صدریون که دامنهایشان را پر از سنگ کرده و روز عاشورا سوت و کف مىزنند و بجای الله اکبر مر گ بر اصل ولایت فقیه سرمی دادند ،وعمربن سعدهایی که دستور حمله به خیام را داده و با هلهله و هياهوبه مجالس عزا رحم نکردند وعلم عباس (ع) رابه آتش کشیدند .و اين طرف ابن عباس ها که تنها نظاره گر میدان بودند .همانهایی که منطقشان بازي سياسي و رعايت مصالح نفس خودكه درمعامله هر طرفي شكست بخورد نبايد بند را به اِن قل آب داد تا درهرشرايط و صورتي منافع ومطامع پست سياسي خويش رادرچنگ داشته باشيم.حال هیچ اصحاب و یاری برای امام باقی نماند تنها نامرد مردمی به نشان نهروانیها به چشم میخوردمگر نه اینکه حفظ جان ولی زمان از همه چیز بالاتر است ودراین میدان صدای هل من ناصر را بچه کارگرها و آن دانشجوی بسیجی شنید که درمقابل دشمنی که برای جو و گندم آماده کشتن امام بود،جانشان را سپری برای دفاع ازولایت ولی خدا کرد ونگذاشت تیری به مولی اصابت کند.
یا زهرا (س)./
بسم رب الشهداء و الصدیقین
کتاب با عنوان «قحطی بزرگ 1919-1917م» ترجمه ی پژوهشهای آقای محمدقلی مجد (که یک محقق ایرانی الاصل مقیم آمریکا است) و منتشر شده توسط موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی میباشد که به بررسی وضعیت اسفناک کشورمان ایران در سالهای 1917 تا 1919 (مصادف با سالهای 1296 تا 1298 شمسی) در جنگ جهانی اول پرداخته است.
ایران علی رغم اینکه در جنگ جهانی اول خود را کشور بی طرف اعلام کرد اما از هجوم نیروهای نظامی کشورهای بیگانهای چون روس و انگلیس بی نصیب نماند. شاید شما خاطرات تلخ پدربزرگ یا مادربزرگ خود را از این روزهای سخت شنیده باشید، اما اکنون آقای مجد در کتابش که با عنوان اصلی «The Great Famine and Genocide in Persia 1719-1919» در آمریکا چاپ و منتشر شده است؛ علت آن تلخیها را بیان کرده است.
در حقیقت این کتاب با بیان گزارشهای افسران و نیروهای انگلیسی و با استناد به مدارک و گزارشهای آرشیو وزارت خارجه آمریکا و نیز اخبار و اطلاعات و گزارشهای موجود در روزنامه های آن دوره، به بررسی نقش انگلستان در تشدید سختی شرایط خشکسالی در این سالها پرداخته است. طبق گزارشهای جمع آوری شده توسط آقای مجد نیروهای انگلیسی که در پی خارج کردن نیروهای روسیه تزاری به شهرهای مختلف ایران سفر کرده اند در صدد آن بودند تا با پرداخت پول و حتی گاهی به زور انبارهای خود را از غله و آذوقه جمع آوری شده توسط مردم پر کنند. آنها نه تنها تمامی آذوقه ی موجود در را بازار خریداری و احتکار میکردند بلکه گاهی هم با محتکرین ظالم زمان قحطی هم صدا میشدند. در همین راستا در صفحه 124 این کتاب میخوانیم:
دنسترویل مینویسد: «من نه تنها میخواستم نیازهای خود را تأمین کنم، بلکه قصد داشتم مقداری هم برای نیروهایی که باید سرانجام این جاده را طی میکردند، ذخیره کنم. اما اوضاع قحطی دست و پای مرا بسته بود. از سوی دیگر با مقاومت مقامهای محلی روبرو بودیم که از دولت تهران فرمان گرفته بودند تا مانع از دسترسی انگلیسیها به هرگونه منبع غذایی شوند»
و در صفحه 128میخوانیم:
در اعلامیه کلنل کنیون، کنسول انگلیس در کرمانشاه آمده است: «ارتش سازمان یافته انگلستان کاملاً مجهز است و از نظر تمام لوازم سفر همچون خوار و بار و غیره تأمین است و نیازی به کمک دیگران ندارد. اما بنا به مورد از ایرانیان خرید میکند که قطعا بهایی مناسب و عادلانه به صاحبان آن پرداخت میگردد.»
آنها آنقدر این کار را تکرار کردند که حتی برای نیروهایی که در آینده قرار بود به آنها بپیوندند آذوقه داشتند و نیاز غذایی آنها برای مدتهای مدیدی تأمین بود و این در حالی بود که مردم کشور ما در فاجعه گرسنگی زمان خود دست و پا میزدند. آن طور که در صفحه 25 این کتاب میخوانیم:
ادیسون ئی ساوثرد (Addison E. Southard) توضیح می دهد: «کاروان کامیونهای ما برای استراحت ظهر توقف کرد. روی یک کامیون نشستم تا ناهارم را که اصل آن کنسرو لوبیا بود بخورم. ... یک لایه از روی لوبیاها را که به نظر قابل خوردن نبود با قاشق برداشتم و به گوشهای از جاده شنی که لایهی ذخیمی از خاک آن را پوشانده بود پرت کردم ... چندین زن و مرد ناگهان هجوم آوردند ... آنها خود را به سوی جاده پرت کردند و به شکلی وحشیانه بر سر و کله هم میکوفتند تا یک خرده غذایی که من پرت کرده بودم به چنگ آورند.هرکدام مشتی از خاک و شنی را که ممکن بود دانه لوبیایی در آن باشد میقاپید و در دهانش میچپاند...»
او همچنین اضافه میکند: «من شخصا در کنار جاده ها در ایران جسد ایرانیان مرده و یا افراد در حال مرگ در اثر گرسنگی را دیدم»
گزارش انگلیسیها و ادب(!!!) آنها در بیان عمق فاجعه (ص 123)
دنسترویل که مأموریتش تهیه آذوقه برای نیروهای نظامی انگلیسی مستقر در ایران بود گزارش میدهد: «قحطی در اینجا اسفناک است ... ما محصول را 40 تومان میخریم و امیدواریم مقداری هم کمتر از این تهیه کنیم. چند مورد آدمخواری در شهر رخ داده است. هر روز بسیاری میمیرند و بسیاری نیز در حال کمک رسانی مردهاند. اکنون که برفها آب شده و بهار آغاز شده است مردم میروند و مثل گاو در مراتع میچرند»
مخلوط کردن آرد با خاک اره (ص 54)
داناهو خبرنگار مشهور جنگی که به ارتش انگلستان پیوسته بود در ژانویه 1918 به عنوان افسر اطلاعات مأمور به خدمت در دنسترفورس شده بود. او در 5 آوریل 1918 وارد ایران شد. او در بخشی از گزارشش میگوید: «در حالی که مرگ و میر در اثر گرسنگی در همدان رو به افزایش بود، قیمت نان ... هر من 14 قران بود و با وجود مخلوط کردن آرد با خاک اره قیمتها باز هم بجای کاهش رو به افزایش گذاشت ...»
درست است که قحطی است اما این قحطی نمیتوانست به تنهایی این فجایع را به بار آورد. گواه این سخت گزارش کالدول است که در صفحه 73 این کتاب میگوید:
کالدول گزارش میدهد: «اوضاع متناقض گرسنگان ایران که در عین اینکه در نعمت قرار دارند گرسنهاند، نیازمند این توضیح است که نیروهای خارجی (!) بخشی از منابع غذایی ایران را بردهاند. با این حال {برداشت محصول} سال 1917 میتوانست برای تغذیه جمعیت کافی باشد...»
اما با این همه نیروهای انگلیسی در احتکار غذا برای نیروهای خود در ایران قانع نبودند و گستاخانه در عین قحطی در ایران مواد غذایی را به باکو نیز ارسال کردند اما دولت ایران صادرات را ممنوع میکند اما این نیز بی فایده است چرا که :
صفحه 143: سرانجام دنسترویل از باکو به گیلان باز میگردد و دلایل بازگشت خود را چنین بازگو میکند: «خواباندن نهایی غائله کوچک خان، چنگ انداختن بر هر چیزی که دستم برسد برای تقویت {نیروها} و انجام هماهنگیها برای تأمین برنج از منطقه گیلان.»
دولت ایران برای گرفتن وام از آمریکا تلاش میکند و قرار میشود که به ازای ارائه جواهرات نادر و باستانی که بیشتر آن مروارید، الماس و سنگهای گران قیمتی که سالها پیش از هند به ایران داده شده بود و ارزش آن بسیار بسیار بالاتر از وامی بود که ظالمانه قرار بود به ایران داده شود مبلغی وام به ایران پرداخت شود آنهم با احتساب سود که ماجرای آن در صفحات 172 تا 173 خواندنی است.
با این همه روسیه و انگلیس در اقدامی گستاخانه تصمیم به تشکیل کمیسیونی متشکل از 5 نفر که اعضای آن انگلیسی، روسی و بلژیکی و 2 نفر ایرانی آن هم به انتخاب سفارت روسیه بود، گرفتند که وظیفه آن در اختیار گرفتن تمام منابع مالی ایران بود(!!!). البته نمایندگان آزادیخواه در مجلس در آن زمان با این کمیسیون مخالفت کردند اما این مخالفتها به نتیجهای نرسید. و به دلیل همین مخالفتها پرداخت اقساط وام به ایران توسط آمریکا متوقف شد.
در این اوضاع نابسامان مالی در ایران در هنگام قحطی انگلیس تصمیم ندارد دست از منابع مالی ایران بردارد و با ضبط درآمدهای نفتی ایران توسط شرکت نفتی «انگلیس و ایران»، این کشور را در محاصره کامل خود درمیآورد. طبق قرارداد ننگین دارسی فقط 16 درصد از سود چاههای نفت ایران به ایران میرسد. ماجراهای شرکت نفت «انگلیس و ایران» در صفحات 183 تا 197 که نشان از ظلم مضاعف این کشور بر مردم مظلوم ایران است، خواندنی است.
پس از درخواستهای مکرر ایران سرانجام کمکهای امدادی آمریکاییها با هدف دست یافتن به جایگاهی مناسب میان مردم و دولتمردان ایرانی شروع شد. البته در مقابل این کمکها وثیقههایی از ایران همانند آنچه پیش از این اشاره شد، دریافت گردید و صد البته این کمکها بلاعوض نبودند. در این میان کمکهای ویژهای به یهودیان ایرانی شد. کمک به یهودیان بدون دریافت وثیقه، بدون سود و حتی گاهی بلاعوض بود. دولت آمریکا با این کمکها به هدف خود که رسیدن به جایگاه دوست و حامی برای ایران بود؛ رسید.
پس از پایان جنگ، کنفرانس صلح ورسای در پاریس تشکیل میشود. در واقع فصل رقابت انگلیس و آمریکا در ایران فرا رسیده است. در فصل هفتم این کتاب، آقای مجد به بررسی دعاوی مطرح شده در کنفرانس صلح ورسای میپردازد. این سند که با عنوان «دعاوی ایران خطاب به کنفرانس مقدماتی صلح در پاریس» از آن یاد میشود از نظر نویسنده مضحک بوده و به بیان دیگر «عدول از مواضع و به خطر انداختن دعاوی واقعی و موجه ایران بوده است.» (صفحه 212) متأسفانه متن این سند 14 صفحهای که نه در ایران بلکه در پاریس تهیه شده بود، در این کتاب قید نشده؛ اما نتایج حاصل از آن (که مقصر شناخته شدن آلمان به جای انگلیس (!) در این فاجعه و عدم پرداخت غرامت به ایران) قیده شده است. در این میان ردپای هیچگونه حمایتی از کشور به اصطلاح حامی و دوست (آمریکا) دیده نمیشود.

یازهرا (س)./
وقتي سگ نگهبان امريكا بخاطر شكست مفتضحانه در خاورميانه كه نمونه بارز آن را با تسخيرسفارتخانه منحوسش در مصر ديديم ؛چرا كه نظام سلطه جهاني و صهيونيسم طي يك روند بيست ساله عملا تمام پايگاه هاي مادي مبارزه عليه صهيونيسم و موجوديت غاصب اسرائيل را در خاورميانه با قرار داد كمپ ديويد؛مهم ترين و قوي ترين دولت عربي يعني مصر را از صحنه مبارزه با اسرائيل خارج ساختند تا كمك رساني تسليحاتي و مبارزاتي به فلسطيني ها و گروه هاي لبناني را قطع كنند . باتمام توان مالياتي و با صرف هزينه هاي كلان ، جنبش بيداري اسلامي تمامي معادلات انها را برهم زد ؛تا جاييكه در بين اعراب توهم شكست ناپذيري اسرائيل از بين رفت. گرچه به اين مطلب هم بايد اشاره كرد براي تسلط بر منابع عظيم نفت وگاز خاورمیانه كه امتیاز مهمی براي قدرنمايي و تامين منابع مالي رژيم جعلي است ؛ با انفجاز پي در پي خط لوله گاز وارداتي از مصر به اين رژيم شاهد هستيم.واز آن طرف بحران اقتصادي در امريكا كه با بولدوزر هم نتوانستند جنبش تسخير وال استریت را جمع كنند و هر روزه شاهد گسترش اين اعتراضات برعليه دولت مخصوصا رژيم جعلي اسرائيل كه با اتش زدن پرچم اين رژيم در امريكا و ديگر كشورهاي اروپايي شعله ور تر مي شود ، مي باشيم .و ايران كه سردمدار الگوي مبارزه عليه استكبار درجهان شناخته شده و هر روز بر قدرت نفوذش در بين مردم جهان با بيداري و آزاديخواهي افزوده مي شود وتوانسته با بدترين تحريهما جهش غير قابل انكاري درزمينه علم و فناوري هسته اي داشته باشد و در زمينه سياسي با حمايت همه جانبه از حزب الله و گروه هاي مقاومت منجر به شكست ذليلانه اسرائيل در جنگ با لبنان و غزه شد و نقش موثري در خروج نيروهاي نظامي صهيونيستي امريكا در عراق داشت ، با همه اينها اگر بگوييم جهان بر محور و قدرت اسلامي سياسي ايران مي چرخد بيراه نگفته ايم ؛ما را تهديد به حمله مي كند .كه در طی 18 سال گذشته، به طور میانگین رژیم صهیونیستی هر 2_3 هفته یکبار یک خبر در مورد تهدید حمله به ایران از مجاری رسانهها منتشر کرده است .چرا كه اين را ميداند در صورت حمله دولت جعلي ناپايدارش با چند موشك و جمعيتي كه به اندازه يك استان كوچك ايران است، به كل از روي زمين محو خواهد شد وسرزمينهاي اشغالي دوباره به صاحبان اصلي باز مي گردد؛ از اين رو براي برهم زدن جو حاكم برجهان علي الخصوص خاورميانه كه در حال تشكيل يك قدرت بين الملل اسلامي به مركزيت ايران است ؛ دست به جنگ رواني عليه ايران اينبار با نشانه گرفتن شریفترین عناصر مجاهد و مبارز جمهوری اسلامی ایران با طرح ترور زدند.كه البته فكر كردند با طرح ترورفرماندهان نيروي سپاه مخصوصا سردار سليماني جلوي ايران در بيداري ملتها براي حذف هر چه سريعتر رژيم صهيونيستي گرفته مي شود كه بايد گفت وعده الهي محقق خواهد شد : نرید أن نمن علی الذین استضعفوا فی الأرض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین؛ آنهم بدست مجاهداني كه جانشان را بركف دست گرفته وداراي هيچ مصونيتي نيستند .حال با اين اوضاع نقش تعيين كننده ايران درحاكميت جهان دستپاچگي عده اي براي تن دادن به حقوق مادام العمر عجيب نيست. چرا كه اين عده اولين تيررا به سمت سياسي بودن نهادي كه حفظ و حراست از دستاوردهاي انقلاب اسلامي بر دوششان نهاده شد؛ زدند. كساني كه با سياستهاي بچه گانه و گاه مضحكانه با پيش دستي از هم خواستند تيتر رسانه بيگانه باشند وكمي معروف شوند ! آنهايي كه تنها خدمت به مردم را در سياستهاي چند پهلو خلاصه كردند تا شايد در انتخابات آينده راي بياورند و بيشتر به كساني كه اطيعوا... را در خود و فرزندانش تفسير مي كند وعمرگونه براي پهن كردن بساط قدرتش آنهم به خيال رهبري ؛ فتنه انگيزي رادوباره از سر گرفته و حرف از حق مردم مي زند؛ بايد گفت منظورتان مردمي كه بعد از دوسال مصرانه خواهان اجراي حكم براي فرزندان فتنه گرتان هستند؟خدمت كنند. افراي كه جيبهايشان به اندازه متراژ زمينهايي است كه آن را با پول بيت المال به تصرف درآوردند.همانهايي كه براي بدست گرفتن كرسي ها كه نه براي از بين بردن ارزشها بصورت تدريجي چنان خيز برداشتند و نصف به زير زمين خزيده ومابقي با نامه هايشان غار غار مي كنند. وكيل الدوله هايي كه طرح نظارت را توهين مي خوانند ؛ آن را كه حساب پاك است ،ترسي به تصويب اين طرح نيست چرا كه با توجه به پیشینه شان حق دارند نگران باشند ؛اما اين منصب را كه با خون هزارن شهيد معامله مي كنند؛ شرم آور نمي دانند ؟!
ختم نوشت:
دشمن فهميد بايد دستان علمداران امام زمان كه آرمان هاي انقلاب اسلامي در دستانشان است قطع شود ؛ چه با ترور و يا با يک استفساريه!
يازهرا (س)./
وقتي تمام دنيا برعليه حجاب كه نه بر عليه انسان بودن يك زن قد علم ميكند وبراي آن نه در حد يك طرح يا قانون تعارفي بلكه لايحه اي مصوب كه دولت شخصا مجري آن و تمامي نهادها و ادارات راموظف به انجام تكليف وضع شده مي كند ، آنهم در كشورهايي كه مهد تمدن در بي تمدني است؛ فرانسه ، بلژيك ، هلند، نروژ، آلمان ،ايتاليا ودهها كشور اروپايي و امريكايي ورود دختران و زنان محجبه را به مدارس دولتي ممنوع وحتي حضوردر اماكن عمومي، جريمه نقدي برايش در نظر گرفته ميشود.از تشديد حجاب درآلباني تا دركشوري همچون آذربايجان با ۹۶ درصد مسلمان كه دولتمردان صهيونيست پرستشان پوشش درمدارس ونهادهاي دولتي و آموزشي را ممنوع و رهبران ديني را به بند كشيدند تاجايي كه مردم مخفيانه درمنازل خود براي رهايي ازاين فشارها مراسم دعا برگزار مي كنند.وهمچنان دولت هزار چهره اردوغان كه ديروزبا تهديد كردن رژيم صهيونيستي كه فقط عوامفريبي افكار دنيا را در برداشت تنها هدفش اين بود دوره اي كه نظامیان لائیک ترکیه با صدور بیانیه ای باعث سقوط دولت اسلام گرای نجم الدین اربکان نخست وزیر این کشور شدند، را احيا كند و ممنوعیت استفاده از حجاب اسلامی رادر دانشگاههای آنکارا به منظور جلوگیری از رشد و پیشرفت دانشجویان مسلمان را به اجرا د راورد. طرح ممنوعیت حجاب در کشورهای مختلف دنیا و با بهانهها و اشکال متفاوت، طرحي است بعنوان تمدن لائيكي كه حکومتهای غربی و کشورهای داعیهدار آزادی و حقوق بشري كه بشري نيست با اعلامیه اي حجاب را باعث اختلال نظم جامعه و خسارت به آن ميداند، با تصویب قوانین و مقررات منع حجاب، زن مسلمان را تحت فشار قرار داده و از حداقل حقوق شهروندی همچون حق آموزش، اشتغال، دفاع و احقاق حق در دادگاهها و حق استفاده از امکانات عمومی شهری نظیر وسایل حملونقل عمومي، درمانگاهها، پارکها، کتابخانهها و... محروم میکنند؛ بهطوری که يك زن مسلمان بعنوان يك انسان مجبور شود يكي از دو رویکرد پایبندی به اعتقادات و ارزش های اسلامی خود و یا حضور بهشكل بيحجاب در جامعه و انجام فعالیتهای اجتماعی را انتخاب کند .حال در چنين فضاي خفقان گرفته و تاريك منع حجاب يك فمنيست دو آتيشه به نام توكل كرمان بااين عقايد "من متوجه شدهام که داشتن حجاب در محل کار و مراکز عمومی برای زنان مناسب نیست. مردم نیاز دارند که شما را ببینند، با شما همکاری کنند و ارتباط داشته باشند. در دین من بیان نشده است که باید حجاب داشت، از نظر من این فقط یک سنت است." كه اينجا بايد اشاره كرد توكل كرمان اگر مسلمان باشد حتما در قران كريم نخوانده :بسم الله الرحمن الرحيم وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ (نور/31) جايزه صلح نوبل ميگيرد ودقيقا اين مصادف شده با موج بيداري اسلامي در يمن و شكستن دولت ديكتاتورعبدالله صالح كه يكي ازعوامل دست رژيم صهيونيستي براي بدست گرفتن انقلاب منطقه است. لازم به يادآوري است جايزه صلح نوبل به چه اشخاصي داده شده است :
1- جيمي كارتر رئيس جمهور اسبق آمريكا كه دستور قتل عام مردم مظلوم ايران در جريان انقلاب اسلامي از جانب او به شاه معدوم ابلاغ شده بود وجنگ تحميلي عراق عليه ايران با حمايت مستقيم و همه جانبه آمريكا و رژيم صهيونيستي در دوران رياست جمهوري او صورت پذيرفته بود
2-ياسرعرفاتي كه در نشست اسلو ننگ تسليم در برابر رژيم صهيونيستي را پذيرفت و مبارزان فلسطيني را به صهيونيست ها فروخت.
3-انور سادات رئيس جمهور معدوم مصر،كه درمعاهده سازش ذلت آوركمپ ديويد و همراهي با سياست هاي اشغالگرانه رژيم صهيونيستي، نه فقط لقب مرد صلح گرفت! و به عنوان مبارزي شجاع! كه براي صلح و ثبات تلاش مي كند معرفي گرديد.
4-اسحاق رابين، نخست وزير معدوم رژيم صهيونيستي با جنايات بي شمار و وحشتناك در فلسطين و انجام دهها عمليات تروريستي عليه زن و مرد و كودك بي گناه فلسطيني كه مرد صلح ناميده شد.
5- الاي ويسل،يك صهيونيست معروف آمريكايي كه به دشمني شديد با مسلمانان و مخصوصاً مردم فلسطين شناخته شد وازحاميان اصلي رژيم صهيونيستي بود.
6-هنري كيسينجر، صهيونيست آمريكايي و از سياستمداران كهنه كار آمريكا، كه به خاطر حمايت هاي بي چون و چرا و گسترده اش از رژيم صهيونيستي به "سايه موشه دايان" معروف بود،كيسينجر در جنگ ويتنام، كه نه فقط غيرقانوني بلكه وحشيانه ترين اعمال و همچنن خلاف اصول اخلاقي را در اين جنگ با مردم ويتنام داشت.
7- شيرين عبادي همان موافق همجنس بازي وروابط جنسي قبل از ازدواج ،نشان بانوي صلح نوبل را بخاطر حمايت از تمام بمب ها و موشك هاي اهدايي آمريكا و اتحاديه اروپا و حمايت و پشتيباني رژيم صهيونيستي از صدام ملعون در جنگ هشت ساله برعليه زنها و كودكان بي دفاع ايران ، دريافت كرد.
8-نجيب محفوظ يك داستان نويس مصري كه كسي او را نمي شناخت اما، هنگامي كه به حمايت ازمعاهده كمپ ديويد روي آورد و در نوشته هايش ،از جنايات رژيم صهيونيتسي در فلسطين به دفاع برخواست و از كشورهاي عربي خواست كه دست از حمايت فلسطيني ها بردارند.و چندين نفر ديگر بخاطر حمايت از رژيم منحوس صهيونيستي اين جايزه را دريافت كردند . اينبار با طرحي زيركانه جايزه صلح نوبل به زني با تفكرات فمنيستي ضدحجاب اسلامي كه موج حجاب چندين سال است تمامي كشورهاي اروپايي وامريكايي را در برگرفته وتمامي راههاي قانوني را براي منع حجاب با چالش جدي مواجه ساخته در كشوري كه انقلابش متفاوت با كشور مصر و تونس بوده وتمام وحشت آل سعود از پا گرفتن اين انقلاب است و هرگونه تغيير در يمن، مي تواند ثبات مرزي ميان اين كشور وعربستان را از بين برده و اتحاد شيعيان شمال يمن و جنوب عربستان كه اصلي ترين گروه معترض به سياست هاي وهابيون صهيونيستي را تشكيل مي دهند؛تعلق ميگيرد.

بسم رب الشهداء و الصدیقین
یک خطابه خواندی به زبان دین اسلام "عربی" گفتی حالا وقتش هست که پیشگویی امام روح الله را که اسلام مختص به ایران نیست به دنیا نشان دهی چراکه همیشه تنها تو بودی که آرزوی دیرینه امام روح الله را برآورده میسازی تا ضربه آخر را بر کمر استکبار بنشانی .گرچه این را هم میدانم که گفتی " ما انقلاب را امروز نميخواهيم صادر كنيم انقلاب يك بار صادر مي شود و شد و اين كه مي بينيد امروز در سرتاسر دنيا گرايش و ايمان اسلامي زنده شده است اين كه مي بيند ملتها در شمال افريقا و در خاورميانه و در شرق و غرب كشورهاي اسلامي بيدار شده اند همه حاكي از اين است كه انقلاب اسلامي در اول وقوع خود صادر شده است . "فقط خواستی که شوکی که از این بیداری به منظقه دست داده را از آن طرف بیداری بعد از یک خواب طولانی را سرهوش بیاوری که این خواب؛ خواب بیداری نیست علمدارانه نگاهی به لشگر ی تشنه اما مصمم انداختی ؛ "این حادثهی معجزآسا به وسیلهی ملت تونس آغاز شد و بهوسیلهی ملت بزرگ و رشید مصر به اوج رسیده است. نَفَس در سینهی دنیای غرب و نیز دنیای اسلام –هر یك به دلیلی- حبس شده است كه ببینند مصر بزرگ؛ مصر نوابغ قرن اخیر؛ مصر محمد عبده و سیدجمال؛ مصر سعد زغلول و احمد شوقی؛ مصیر جمال عبدالناصر و الشیخ حسن البنا؛ مصر 1967 و 1973، اكنون چه خواهد كرد؟ و پرچم همت خود را تا كجا بلند نگه خواهد داشت "آری آری دستهایت ...مرا ببخش علمدار ! دستت را بالا آوردی و با صدای امام روح الله گفتی قیام ملت مسلمان مصر، یك حركت اسلامی و آزادیخواهانه است. من بنام ملت و دولت انقلابی ایران به شما ملت مصر و ملت تونس درود میفرستم و پیروزی كامل شما را از خداوند عزیز مسألت میكنم. خطابه ات شوری دررگهای منجمد شده بپا کرد دلم میخواست درمصربودم که به من بگویی " من به شما و قیامتان افتخار میكنم . طوفانی در صحرا بپا شد کمپ دیوید پا به فرار گذاشت درمقابل حكومتي كه به آرمان اسلامي و آرمان فلسطين و به كشورهاي اسلامي خيانت مي شود وحكومتي كه آمریكاییها بیش از سی سال روی آن و حسنی نامبارك هزینه كرده بود.مصر ايستاد ؛ نامبارك مثل شغالی درمانده درقفسی تنگ به زنجیر کشید ؛ با تسخير سفارت رژيم صهيونيستي ! استخوانهایش را شکست و این تفاله ها را بیرون انداخت. امروز در مصر فردا در لیبی و ....!خاورمیانه اسلام شکل خواهد گرفت ؛ وعدهی الهی میگوید: وَنُرِيدُ أَن نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ.
بیدارنوشت:
بوقهای تبلیغاتی دشمن مانند همیشه فریاد خواهند كرد كه ایران میخواهد دخالت كند، میخواهد مصر را شیعه كند، میخواهد ولایت فقیه را به مصر صادر كند و میخواهد و میخواهد... این دروغها را سی سال است میگویند تا ملتهای ما را از یكدیگر جدا و از كمك یكدیگر محروم كنند ومزدوران آنها هم آن را تكرار میكنند. «يُوحِی بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا وَلَوْ شَاءَ رَبُّكَ مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا يَفْتَرُونَ». با این ترفندها، هرگز وظائفی را كه اسلام بر دوش ما گذاشته است رها نخواهیم كرد. و الله من وراء القصد. *

برای دیدن تصاویر 13 آبانیهای مصر کلیک کنید
ا.ط.ا: *برداشتی از خطبه نماز جمعه امام خامنه ای
یازهرا (س)./
سلام آقاي ضرغامي بدون فوت وقت ميخواهيم مطلبي را با شما درميان بگذاريم البته مي دانيم شما اين روزها مشغول تشويق بازيگردانان ارواح سرگرداني بوديد كه فقط سازمان را شبيه امام زاده دانسته و محجوب مي شوند. بگذريم كه حرف درباره سريالهاي كه تنها مروج بي عفتي و بي حيايي بازيگران بزك كرده با نشان دادن ارواح سرگردان كه بيشتر شبيه كاريكاتور موهوم درباره معاد بوده ، زياد است . اسلام ناب محمدي كه بايد در اين دانشگاه تدريس شود دستآويز رماليهاي شيطان ودرنهايت دزيده شدن قران گرديد.آقاي ضرغامي حرفمان را ازهمين ابتدا مي زنيم ما افسران امام خامنه اي در اين برهه از زمان با تمامي هجمه هاي استكبار از نسل کشی های گسترده مسلمانان در غزه و فلسطين و بحرين مظلوم تا قتل عام انسان هاي بي گناه ،بازهم مسلمان درعراق و افغانستان و پاكستان و...، همچنين ترويج زندگي حيواني در حد کالانعام بل هم اضل كه با راه اندازي شبكه هاي مستهجن اخلاقي كليد خورده ، همچنين پروژه هاي هنگفت اسلام هراسي وهمچنين شمارش معكوس تا صفر براي ايران هراسي ، جسارت به قرآن کریم و نبي معظم اسلام حضرت محمد (ص)و ائمه سلام الله شبانه روز رسانه هاي معاند به آن مي پردازند وبسیاری دیگر از این فعالیتها که به فراوان در جهان قابل مشاهده است، همه اين نمونه ها از تلاش جهان سلطه در راستای مصادره كردن بيداري اسلامي است كه امام خامنه اي (مدظلله العالي )فرمودند :اگر خدايي ناكرده دشمنان اسلام بتوانند بر انقلابهاي منطقه سوار بشوند و حوادث را به سمت آنچه كه خودشان ميخواهند هدايت كنند مسلما دنياي اسلام باز تا ده سال دچار مشكلات بزرگ خواهدشد؛ نقش رسانه جمهوري اسلامي آنهم از شبكه هاي متشكل از شبكه هر ايراني شبكه 1 آبروي حاج بابا به هراج كشيده ميشود تا راويت فتح كه تا ديروز ممنوع الپخش بود و امروز آنهم در بامداد كه حتي شما خوابيد ؛نشان دهد؛ شبكه 2 كه بعد از سي وسه سال كودك درونش را با رقص و آواز پيداكرده و مهد كودك براه انداخته براي مردم . شبكه جوان كه آنرا 3 ميخوانند در نود خلاصه شده با استفاده از پولهاي بيت المال براي كسانيكه جز هرزه گرداني چيزي عايد ورزش ايران نمي كنند ؛ شبكه مستندي كه قب قب قورباغه هاي بيلبائو تا خميازه شغال و چمشان براق كفتار برسر لاشه را نشان ميدهد ،خبر تا بخواهد نظر كارشناسي ارئه دهد ارتباطش به دلايلي كه خودتان ميدانيد قطع ميشود و آموزش كه اگر دكتر بيسكي نبود برنامه اي نداشت ، اين "شما" برادر ناتني "من و تو"آنهم با كلاه شرعي برسر ملت ميرود ؛ شبكه جام جم يا بهتر بگويم دفع سنگ كليه ؛ شبکه قرآني كه روح قرآنی برجامعه حاكم نمي كند درهمين حد است . بعداز سي وسه سال بجاي اينكه از فرقههاي ضاله و انحرافي همچون وهابيت، با هدف قراردادن الگوهاي ديني در پي تضعيف اعتقادات جوانان و رسيدن به خواستههاي ضدديني و غربپسند بگويد ؛تبليغات براي كسب بودجه ، سریالها و برنامههایی که به مصرفگرایی دامن میزند، چهار چرخ را درايام فاطميه به نمايش ميگذارد و از لباس عروسي كه براي سگ مي پوشند خبري داغ عنوان ميشود با اسلام ناب چه نسبتی دارد؟ آيا وقت آن نرسيده انقلاب اسلامي ايران اين طلايه دار نهضت آخرالزماني حرفهاي حضرت امام روح الله كه عده اي منافق خواستند به موزه بسپارند دانشگاهي برای تدریس اصول اسلامی ـ انقلابی و آنچه در این دانشگاه تدریس شود كه عبارت از پیام ها، پایه ها، مفاهیم و درس های اسلام ناب و اسلام انقلابی و اسلام واقعی را بصورت يك شبكه تلوزيوني ملي داشته باشيم ؟كدام يك از شبكه ها رسالت بيداري اسلامي نه د رمنطقه بلكه جهان را به دوش ميكشد ؟ آقاي ضرغامي حق مسلم ما داشتن يك شبكه به نام "بيداري اسلامي "است .حق مسلم ما داشتن يك دانشگاه با آرمانهاي حضرت روح الله است. شبكه اي كه از امام موسي صدر بگويد كه روزي از كوه طور باز خواهد گشت و قوم گوساله پرست بني اسرائيل را تنبيه خواهد كرد.از نوجوان 14 ساله بحرين بگويد كه امروز خط مقدم امريكاست ،از شهيد مصطفي مازح و دكتر علي محمدي فيلم بسازد ، از حصر غزه و اخبار لحظه به لحظه آن را مثل فوتبال گزارش بدهد ، اميد جهان تشييع سيد حسن نصرالله ؛ از فرزندان انقلابي خميني كه پيكرهايشان هنور هم در شهرها جاريست .از ناتوي فرهنگي ودغدغه هاي امام سيد علي در عرصه فرهنگ كه احساس نگراني ميكند كه مي گويد آدمى به خاطر آن، گاهى ممكن است نصفِ شب هم از خواب بيدار شود و به درگاه پروردگار تضرّع كند.فلسطين را فقط روز قدس و پخش سخنراني شهيد مطهري خلاصه نكند .حضور یک جوان مومن و متدین و متشرع در یک مجموعه روستایی مظهر مجسم آیه قران است را به نمایش بگذارد. مستند شهيد امير حسام ذوالعلي را پخش كند . خواص بي بصيرت تا آن مذبذبيهاي حزب باد ، منافقان نقاب زده در لباس دوستان حضرت روح الله و انقلاب، كه چهره شان نزد مردم روزبه روز آشکارتر شد و مردم از اين جريان بیزار و متنفر و خواهان رسوایی و محاكمه آنهاشدند ،را پيگيرباشد؛ همانهايي كه نفسشان بسته به نگاه زالوصفتاني است كه آرزوييشان مكيدن خون پابرهنگان و مستضعفان عالم است. آقاي ضرغامي اگر تا ديروز موجي از اندیشه های اسلامي انقلابي در قالب وبلاگها و سایتها و سایر فضاهای مجازی و حقیقی جامعه در تبيين و بصيرت بخشي در اوضاع غبار الود فتنه پدید آمد . صدا و سیما هم که شاهد بود و تاقبل ازان همیشه منفعلانه عمل میکرد، برنامه هایی در امتداد این موج پخش تهيه كرده تا چهره نفاق جدید ي كه د رانقلاب رخنه کرده را نشان دهد، حال امروز باموج گسترده تحولات جهاني حاكي از خودباوري عمومي در بين مردم و خصوصاً تحولات منطقه كه بيانگر نياز انقلابهاي مردمي به الگوي صحيح و جامع جهت مقاومت در برابر ظلم است، با هزار هزار بلاگر ارزشي وتدابير فيلتري يا بهتر بگوييم هيلتري !!! كافي نيست ،چرا كه جهان در انتظار عدالت است و هیبت آنکه خواهد آمد و انتظار انسان را پایان خواهد داد تا همه قلبها را فرا بگيرد بايد دانشگاهي با عنوان" بيداري اسلامي " كه ميراث الهي است ، راه اندازي شود.
مطالبه نوشت:
همه آنهايي كه در9 دي بار ديگر به جمهوري اسلامي راي آري دادند شبكه ي تلوزيوني از جنس حضرت روح الله مي خواهند كه علم حسين عليه السلام را قبل اينكه مسلم از بالاي درالعماره فرياد بزند مولاي من به كوفه نيا ، به دوش بگيرند و راهي وادي پر از كرب و بلا شوند .
يازهرا (س)./
گفتند مجمعی است بی خط و ربط و جریانش هم مستقل! همچو فرودینی ها !اگر خمیازه ها امان می داد گوش می دادیم به آن نگفته هایی که آقایان ٰ تحول در هر نشست و برخاستی تعارف می کردند بر وزن تحویل. برعکس تمام بسیجیها که باهم تحولی براه می انداختند و جبهه را مات یک رو بودنشان میکردند . بگذار شغال نیوزها زوزه بکشند وقتی می نویسم برای یک دست" آب رو " مجمع در آب برگزار شد که فاضلابش نصیب شرب لوله کشی خانگی شهر من که این روزها بزرگترین باغ وحش دنیا ست .اگر رادیو گرگ و بی بی کفتار بگذارند و کدو مست قل قل زن غصه ما ؛حکایتش را بگوید با میوه های بسته بندی شده ! حکایتی از بسته شدن دکمه اول یقه ای که هم سایز گردن نیست ؛و عکاسی که دوفنر بجای کفش به پا بسته بود که از قد و وزن نه ؛ از پست و منصبی که بردوششان سنگین بود ! به ثبت می رساند.قصه مادر فتنه ای که پسری منحرف بدنیا آورد و"الهام "هم انگار که آمده بود همین را بگوید آنقدر امام را رحمت الله خواند که دیگر داشت باورم میشد مگر روح الله نیز میمیرد؟؟ هم پیاله شدن با آنهایی که جنس نگاه آرمان گرایشان از تقلب در رای دادن است ومدل حرفشان گرفته و آرام شبیه تیرآهنهای چند نبش که فقط کارش فاصله داشتن برای ساخت ستونی که به هوا وصل می شود ؛نه در ما و این شامها از حلقومی که لبیک یا امام سید علی را با جانش می نویسید ؛ پایین نمی رود .وقتی آمدیم ساندیس باکلاسی خوردیم به اسم رانی؛ برگشتنمان هم "نسل سوم "حق ولایتی بودن را ادا کرد و همان سوخت فوق پیشرفته موشک حزب الله که کاخ را به خاک ٰو سفید را به سیاه نشانده ؛ مهمانمان نمود. اصلا ما را چه به مجمع و این سوسول بازیها ؟ وقتی امام سید علی می فرمایند: همانطور که "میخواستند" نه همانطور که "میخواستیم" بسیج ٰ که تنهایی را دردمندانه با علی (ع) نالید، با حسن (ع) در بی وفایی یاران ناپایدار گریست و با حسین (ع) در رکاب یاران وفادار،خون خود را نثار کرد ؛ در می یابد که این جولان که نه جور گاه است و دراین جبهه که آن را مجمع خواندند وقتی ست برای تقسیم غنیمت !
رونوشت به:
خودم !
یا زهرا (س)./
بسم رب الشهداء و الصدیقین
وقتی چنین افاضاتی را آقای ضرغامی از وضعیت آرایش بازیگران و گویندگان خبری می پرانند: هيچگونه آرايشي نيست، گريم هم بسيار منطقي و مطلوب است، اما هنگام پخش بهدليل عدم تنظيم درست رنگهاي مانيتورها و گيرندهها احساس ميشود که آرايش غليظي صورت گرفته است؛ در واقع در کنتراست رنگ چنين اتفاقي ميافتد.
توجیه نوشت:
سه دلیل برای اینکه آقای ضرغامی سیاه و سفید می بیند:
1- دچار مشکل بینایی شده که ما توصیه می کنیم حتما به چشم پزشک مراجعه فرمایند.
2- از تلوزیون توشیبای چهارده اینچ سیا ه و سفید استفاده می کنند.
3- شایداصلا برنامه ها و سریالها و .... تلوزیون ایران را نمی بینند.
دلیل چهارمی وجود ندارد مگر اینکه ایشان فرق گریم و آرایش را نمیدانند.
یازهرا (س)./

برای اعتلای وجدان عواطفتان "فطر دیگری در راه است* "کلیک کنید.
یا زهرا (س)./امروز تمامی خاتونها آمده بودند ؛خاتونهایی که چادرمشکی به سرداشتند . حتی خاتونهای شهید مسجد گوهر شاد هم آمده بودند . خاتونهایی که رنگ آسمان را فقط از حیاط خانه شان میدیدندو عده ای هم با ضربه های باتومهای سربازان رضاخان فرقشان شکافت. ازگرمای 50 درجه جنوب گرفته تا هوای بارانی وطوفانی شمال خاتونها محکم چادر مشکیشان را گرفته و به میدان آمدند . خاتونهایی که عکس شهیدشان را به دست گرفته بودند. فرقی نمی کرد بزرگ یا کوچک ٰ روی ولیچر نشسته یا به عصا تیکه کرده ؛ آن یکی لباس رزمی پوشید این هم بچه محصل بود؛ خاتونی با دستهای پینه بسته تمثال امام بدست گرفته ؛ خاتون چهار ساله ای که زیر باران با مشت گره کرده تمامی عکاسان را به خودش جلب کرده بودو خاتونهای دانشجویی که پرچم ایران و فلسطین را به چادرشان گره زدند ؛ همه آمده بودند . خاتونهایی که امام(ره) می گفت اگر نبودند انقلاب پیروز نمی شد . آنها که نیامدند خزتونهای گم شده ای بودند که عکسهایشان برای عده ای با فکرهای حداقلی شایدشانس بیاورد . خاتون من بگذار سیاستمداران بی سیاست همانانیکه یا حسین گفتند و چادر از سر زنان در روز عاشورای 88 کشیدند و در نقابی دیگر رنگ چادرت را مرده خواندند و ندانستند ؛این نه باب اینکه از خون شهید رنگین تر چرا که شهید هم میداند این چادر یادگار ام ابیهاء حضرت زهراء سلام الله است؛ هویت اسلامیت را اْمل بخوانند و بروی شترهای زانو بسته سوارو مرتب بر بدن شتر تازیانه زنند ، مستاصل شدگان خائفی که نمی دانند دست و پای این شتر بسته است ؛سرشان را با رجزخوانی ها در جلساتی که عقل و قلب ناظران خودی که معرکه گردانان بی خودی هستند ، از گرد و غبار فتنه پوشیده ، گرم کنند. خدا دید فی قلوبهم مرض را "چادر مشکی" آفرید وآن را فقط به تو "خاتون من "هدیه داد.وبدان خاتون من دلیل حقانیت تو همانیست که رسانه های شیطان حضور پرشور و شعورت آنهم با چادر مشکی که رویش کفن پوشاندی و نوشتی جانم فدای امام سید علی نشان ندهند.
تمام نوشت:

روزقدس جمعه 1390/6/4
یا زهرا(س)./

رونوشت به :
یــک مــیلـیارد مسـلـــمــان ...!
دشمني عمده امريكا با ايران اسلامي دوچيز است :يكي تمسك به اسلام و ديگري موضعگيري قاطع در مقابل قضيه فلسطين.جمهوري اسلامي ايران برخلاف دولتهاي ديگر كه از ترس يا با تطميع امريكا همين حرف حق را كتمان كرده و پوشيده داشتند ، اين حرف را بصراحت مي زند و مي گويد حق ، حق است و باطل ، باطل مي باشد .نمي توانيم انكاركنيم كه سرزمين فلسطين از مردم فلسطين غصب شده است ، آن هم نه با يك روش ظاهرا با نزاكت ، بلكه با كشتار و آدمكشي و فريب ،دروغ واعمال زور و سفاكي و قتل عام . اسرائيل با قتل عام و غدر و فريب و سفاكي و لگد زدن به ارزشهاي انساني به وجود آمد . حقوق يك ملت در مقابل پاي مهاجرين صهيونيست كه وارد فلسطين اشغالي شدند ، قرباني شد. و در طول اين چندين ده سال از عمر اين دولت جعلي و غاصب ميگذرد و قتل نفس و دروغ و تجاوز تنها مايه ي حيات و تداوم زندگي آنها بوده است . آنوقت رييس جمهور امريكا در روز روشن در مقابل افكار اعمومي دنيا مي ايستد و با صداي بلند ميگويد ما مي خواهيم براي جلوگيري از تروريسم بااسراييل همكار ي كنيم . علت دشمني آمريكا همين مساله خاورميانه و قضيه اسرائيل است . مي گويند چرا مخالفت ميكنيد قضيه حقوق بشر و محاكمات آن چناني و حقوق زن و ازاين حرفهايي كه عليه جمهوري اسلامي در رسانه هاي امريكايي و صهيونيسي گفته مي شود همه ميدانند همه اش حرف است . چرا بايد خيال كنيد كه وقتي امريكا از حقوق بشر ميگويد واقعا نگران ضايع شدن حقوق بشر در ايران است ؟ آنها براي بشردل نمي سوزانند .آنها خودشان بزرگترين نقض كنندگان حقوق بشر ند. آنها كساني هستند كه در روز روشن ، هشتاد نفر آدم را در يكي از شهرهاي آمريكا زنده زنده در يك خانه سوزاندند و خم به ابروشان نيامد.حقوق بشر چه مي شناسند؟ همه فشارهاي امريكا و محاصره اقتصادي و تبليغات خصمانه و رذالت آميز عناصري از دستگاه قانونگذاري و اجرايي امريكا عليه جمهوري اسلامي همه و همه به قضيه اسرائيل بر ميگردد.
تمام نوشت:
مشكل اصلي شيطان بزرگ امريكا و آن كساني كه اسرائيل را تغذيه مي كنند و درجبهه اسرائيل هستند وبا صهيونيستها مذاكره مي كنند ؛ مخالفت جمهوري اسلامي ايران با طرحهاي ذلت بار در باره فلسطين است ، و بقيه امور نظير ادعاهاي مضحك نقض حقوق بشر و ساخت سلاحهاي كشتار جمعي ، بهانه اي بيش نيست ؛ و اگر ايران دست از حمايت خود از مبارزين و مردم لبنان و فلسطين بردارد ، آنها دست از روش خصمانه خويش عليه ايران بر ميدارند!خيانتي كه امروز نسبت به سرزمين مقدس فلسطين و به سود رژيم غاصب اسرئيل انجام مي گيرد ، در حقيقت حركت و تدبيري براي مقابله با خيزش اسلامي درمنطقه است .با اين عجله مي خواهند جاي پا را در منطقه قرص كنند تا بتوانند از خيزش اسلامي ملتها جلوگيري كنند ،كه نخواهند توانست . امام خامنه اي (حفظ ا...)
يا زهرا (س)./
مكاتبي بوده و هستند كه نسبت به نظام آفرينش به ديده بدبيني مي نگرند اين نظام موجود را كامل نمي بينند .همچنين مكتب هايي بوده كه آمدن انسان را به اين جهان نتيجه يك اشتباه و از نوع راه گرم كردن مي دانند ؛ انسان را صدردرصد بيگانه با جهان مي شمارند كه هيچگونه پيوند و خويشاوندي با اين جهان ندارد .زنداني اين جهان است ،يوسفي كه به دست برادران دشمن در چاه اين جهان محبوس گشته است و تمامي توان خود را بايد صرف اين زندان و بيرون آمدن ازين چاه كند. بديهي است هنگامي كه رابطه انسان با دنيا و طبيعت رابطه زنداني و زندان و به چاه افتادن است انسان نمي تواند جز "خلاصي" داشته باشد. اما از نظر اسلام اين رابطه ي چاه و در چاه افتادن و رابطه زنداني و زندان نيست .بلكه رابطه كشاورز و مزرعه و ...عابد و معبود است . دنيا از نظر اسلام مدرسه انسان و محل تربيت و جايگاه تكامل اوست .امير المومنين علي عليه السلام ، مردي كه مي پنداشت دنيا مذموم همين جهان مادي است را مورد ملامت قرار داد و او رابه اشتباهاتش آگاه ساخت . از نگاه اسلام نه جهان بيهوده آفريده شده و انسان غلط آمده است و نه علايق فطري و طبيعي انسان اموري نبايستني است . امير المومنين علي عليه السلام مكرر مطالبي از اين دست دارند كه دنيا خوب جايي است اما براي كسي كه بداند اين جاه قرار گاه دائمي نيست و گذرگاه و منزلگاه او است. "و لنعم دار مالم يرض بها دارا "خوب خانه اي است دنيا اما براي كسي كه آن را خانه خود نداد *؛ويا "الدنيا مجاز لا دار قرار ،فخذوا من ممركم لمقركم"دنيا خانه ي بين راه است نه خانه اصلي و قرارگاه دائمي*. دنيايي كه باعث "اسيرزيستي" انسان باشد نه" آزاد زيستي" او ، اسلام در تعلميات خويش مبارزه اي بي امان با آن دارد . ارزش انسان به كمال مطلوب هايي است كه جستجو مي كند بديهي است كه اگر بطور مثال مطلوبي بالاتر از شكم خود نداشته باشد و تمام تلاش و آرزوهايش در همين حد باشد ارزشي بيش تر از"شكم"نخواهد داشت .امير المومنين علي عليه السلام مي فرمايد:آن كسي كه همه هدفش پركردن شكم است ارزشش با آنچه از شكم خارج مي گردد برابر است . واينجاست كه دنيا انسان را قرباني ساخته و از انسانيت ساقط مي كند .امير المومنين امير المومنين علي عليه السلام مردم را به دو گروه تقسيم مي كند ،اهل دنيا و اهل آخرت و اهل دنيا را به چهار گروه :
-گروه اول: مردم آرام و گوسفند صفت كه هيچ گونه تباه كاري نه به صورت زور و تظاهر و نه به صورت فريب وزير پرده، از آن ها ديده نمي شود ؛ولي تنها به اين دليل كه عرضه اش را ندارند. اين ها آرزويش را دارند ،اما قدرتش را ندارند.
-گروه دوم: هم آرزويش را دارند وهم همت و قدرتش را ؛ دامن به كمر زده ،پول و ثروت گرد ميآورند ،يا قدرت و حكومت به چنگ مي آورند و يا مقاماتي را اشغال مي كنند و از هيچ فسادي كوتاهي نمي كنند.
-گروه سوم : گرگاني هستند در لباس گوسفند، جو فروشاني هستند گندم نما ، اهل دنيا اما در سيماي اهل آخرت ؛ سرها را به علامت قدس فرو مي افكنند ،گام ها را كوتاه بر ميدارند جامه بالا مي زنند و در ميان مردم آنچنان ظاهر مي شوند كه اعتمادها را به خود جلب كنند و مرجع امانات مردم قرار گيرند .
-گروه چهارم :در حسرت آقايي و رياست به سر مي برند و درآتش اين آرزو مي سوزند اما حقارت نفس آنان را خانه نشين كرده است و براي اين كه پرده روي اين حقارت بكشند ،به لباس اهل زهد در مي آيند .
امير المومنين علي عليه السلام اين چهار گروه را علي رغم اختلافاتي كه از نظر رفتار و سبك و نظر روحياتي دارند را يك گروه مي داند اهل دنيا . چرا كه همه آن ها در يك خصيصه مشتركند وان اين كه همه آن ها مرغاني هستند كه به نحوه ماديان دنيا آنها را شكار كرده واز رفتار و پرواز انداخته است انسانهايي هستند اسير و برده .
قدرنوشت:
ا.ط.ا:
لبيك به فرمان ولي امر مسلمين جهان امام خامنه اي كليك كنيد
التماس دعا
يا زهرا(س)./
اگر ما ديديم مردم در دنيا در يك نظام سياسي باطل و پر از فشار دارند زندگي مي كنند وتوانستيم يك قدم آنها را به نجات ازاين نظام نزديك كنيم ونكنيم گناه كرديم . امام خامنه اي
یازهرا (س)./
هنگامی که پیامبر (ص) پس از سه سال از دعوت پنهانی،به پیامبری مبعوث شد وبه امر خدا مأموريت يافت تا پیام الهی را به جهانيان برساند اولين بانويي كه رسالتش را پذيرفت،حضرت خدیجه سلام الله بود .مشركان و كافران جاه طلب كه تاب گرويدن مردم به اين دعوت الهي را نداشتند ، پيامبر (ص) را از شهر بیرون کرده و به شِعبِ ابی طالب روانه ساختند ودرتنگنای محاصره اقتصادی قرار دادند. شدت این محاصره به قدری بود که یا از گرسنگی بايد ميمردندو یا به سوی بت پرستي باز مي گشتند .دراين زمان " ام المومنين حضرت خدیجه (س)" بدون هيچ ذره ای تردید با آنان همگام شد. او در طول این سه سال، هزینه محاصره شدگان را به عهده گرفت واز اموال خود انهم بصورت مخفيانه به شعب ابي طالب مي رساند .25سال پا به پاي پيامبر (ص) در بحراني ترين دوران صدر اسلام همه ى رنج و مصيبتى كه از كفار و منافقين به پيامبر (ص) مي رسيد ؛همان وقت كه درخت اسلام نهالي بود با حمايتهاي مالي و جاني از پيامبر (ص )ريشه گرفت .وحال دختر پنج ساله ايكه در مقابل يك شهر دشمن، صبح و شام چشمش به مادرش حضرت خديجه (س)مى افتاد، و دست دردست مادر راه مى رفت و در سر سفره كنار مادر مى نشست، و كنار مادر به نماز مى ايستاد و همراه او دستهاى كوچكش را به نيايش برمى داشت و براي غريبي پدر دعا مي كرد ؛ مادر را در بسترمي بيند .مادري كه بعد از ازدواج با پيامبر (ص) سخت مورد سرزنش زنان جاهلي قرار گرفت تا جايي كه هنگام تولدش زنان قریش با کمال گستاخی وی را طرد کردندو زنان مكه او را ملامت و به یاریاش نیامدند. مادر چشم باز ميكند و فقط فاطمه پنج ساله (س) را مي بيند.ديگر چيزي برايش نمانده بود. وقتي سفارش مي كند كه من كفني ندارم و قدرت خريد كفن را هم ندارم و به همسرم رسول الله (ص)بگو كه عباي خويش را كفن من نمايد اشك در چشمهاي فاطمه پنج ساله (س)حلقه ميزند .فاطمه (س) منتظر بهبودي حال مادر است تا بار ديگر سجاده پهن كند و در كنار مادر به نماز بايستد.اما اين وداع آخر دختر و مادر ي است غريبانه در يك اتاقي خلوت كسي نيست جز پيامبر (ص). بايد وداع كرد با مادري كه تمام وجودش بود بادختري كه از وجودش بود.اشكهاي ام ابيها (س)دل پدر را آتش ميزند. گريه و ناله اش آن قدر جانسوز بود كه جبرئيل از طرف خدا مى آمد و براى او سلام مى آورد و دلداريش مى داد.
اشك نوشت:
اي در ديار غربت و غم يار احمد ، نگاه بسته وا كن مادر كه زهرا (س) غم نصيب است.
التماس دعا
يا زهرا (س)./
بسم رب الشهداء و الصديقين
به سال خودمان 1362 ؛ نه در جزایر مجنون و عملیات خیبر بلکه با يك پاسپورت سوري سرگرم مسافرت بود ، که در انگلستان مورد شناسايي قرار گرفت وبخشی از کارش شده بود سازماندهی دانشجویان با ایجاد حساب هاي مخفي در شعب بانك هاي خارجي در جرسي و جزاير كانال مانش .وباز به سال خودمان 1365آغاز عملیات کربلای 5 ؛زمانی که کمونیستها اقرار به این داشتند؛ او یکی از رابط های شوروی سابق در ایران است و بعنوان عنصرنفوذی استخدام وهمچنین رابط آلمان شرق در لاپیزیک شد .خبر مارکسیست شدنش را هم علامه مطهری وقتی داده بود که کلاس تفسیر قران میگذاشت آنهم از نوع تفسیر ذوقیاتی حاکم برجامعه ؛ طوریکه قران رابه نفع خود صادر می کردو بسیاری از اعضای گروه فرقان ؛اسلام منهای روحانیت (شخصا متظاهربه لباس روحانی)را در همین جا پرورش میداد. ازجمله دوپینگهایش هم ؛ موسوی خویینی همان مرد خاکستری؛ پدر خوانده اصلاحات منحله ،حمایت بی چون و چرا از بنی صدر ملعون وهمچنین مخالفت علنی با ولایت فقیه همان ولایت رسول الله (ص)که مانع دیکتاتوری است درزمان امام خمینی (ره) .چرا که بارها عنوان کردكه ولایت رسول الله (ص) را از ابتدا قبول نداشته و تنها علت عدم بیان آن ترس از حضرت امام (ره) بوده است .که باید گفت ترس از سیاست حضرت امام ره نبوده؛ بعضا بودند افرادی که مخالفت علنی خویش را اعلام میداشتند ؛بلکه ازمردم انقلابی بود ازحفظ جانش که اوجب ترازبه ثمر رسیدن انقلاب اسلامی است .اینکه آمریکا معضل نیست و این مسئله توسط برخی افراد بزرگ شده ؛و ایران در راستای تغییر مدیریت جهانی دنبال بمب اتم است را بحرانی خواند و نگران از شورای امنیتی که تمام وجه اش را از اسرائیل می گیرد. گرچه 7سال پیش از سوی شورای نگهبان رد صلاحیت شده بود اما در نیمه راه با استفاده از ظرفیت های افراطی موسوی و کروبی وتحریک این دوساده لوح به بیان مواضع رادیکال ، وخواستار تند شدن فضای کشور با تکیه بر مواضع متوهم و بیانیه های متناوبشان ؛ که بتواند باصرف مانور برروی خاتمی طرح مبارزه پارلمانتاریستی را فعال کرده و راه بازگشت به قدرت با مهره های سفید را داشته باشد که سازمانهای اجرا کننده مصرفش را ممنوع کرده بودند.گرچه استفاده از این دوپینگها دربهمن 87 با بیان این حرف ما بايد بياييم و توان بگذاريم تا به هر قيمتي رهبري را از تخت پايين بكشيم. نتوانست آن را پیروز رقابتها کندبا پشتوانه هاشمی دست به دوپینگی قویتر با دزی بالاترزد که سپاه در انتخابات دخالت کرده است و...!!! آنهم زمانی که سپاه درگیرو دار انهدام گروهک منافق پژاک بود؛به بستر سازی هدفمند آنهم بصورت تفسیرذائقه ای ازسخنان حضرت امام خمینی ره (همان که مخالف ولایتش بوده و هست) به ، برکنار ماندن ارتش و سپاه و کلیه نیروهای مسلح نظامی و انتظامی بسیج و غیر آنها از کلیه فعالیت ها و مناقشات سیاسی بلکه از کلیه امور سیاسی و انتخاباتی و منظور از کلمه «بازیهای سیاسی» تنها فعالیت های سیاسی منفی نبوده ؛ بلکه منظور این است که نیروهای مسلح حتی از بهترین و پاکترین فعالیت های سیاسی و انتخاباتی نیز باید برکنار باشند؛ پرداخته ؛و علنامشروعیت محافظان انقلاب درمقابل منافقین که نقش محوری در ثبات و آرامش منطقه دارندرا زیرپاگذاشت.
آخر نوشت:
با این سخن حضرت امام خمینی (ره) ،موسوی خویینی نه "ها"با تمامی دوپینگها برای بالا بردن نیروی حیات وبقاء خود به اختلاف و ابهام و فساد و آشفتن فضای سیاسی و مختل کردن فضای فکری و فرهنگی که مانند انگل در بدنه میزبان رخنه کرده و ولایت فقیه را مانع اصلی اهداف باندی در کسب قدرت و حتی ثروت خویش تلقی نموده و آهنگ براه انداخته ؛ نمی تواند پروژه بی ثبات سازی رهبری را اجرا و در سطح تاکتیتی مثل به حاشیه بردن احکام الهی و دستورات رهبری و درسطح عملیاتی مثل تفسیری و ارشادی خواندن را بکارببرد چرا که انحراف فتنه رنگی و خط معاندین و اپوزیسيون سکولاری شرایط حیاتش را تا حد مرگ تهدید خواهد کرد.
ا.ط.ا.: بازخوانی یک پرونده
يازهرا (س)./
يا زهرا (س) ./